روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

84

شرح شطحيات ( فارسى )

از فناء خود ببقاء حقّ رسد . اين سخن اشارت از فناء فى التوحيد است . آنگه در شش‌درهء كاف كفر رسيد . جمال توحيدش در نقش كفر بديد . كفر اثبات تست در تو . چون از آن سفر كردى ، در منزل فنا وقتى رسيدى كه فنا در فنا فانى شود : عبارات و اشارات برخيزد . چون كون از كون مضمحل شد ، عقل جسم جان شد ، جان جسم ايمان . چون از بيخودى و با خودى بىخود شوند ، « 6 » آدم گلين در فضاء ازل بيندازند ، تا آفتاب چهل روزهء صفات از مطالع قدم بر آن وزد . جان فانى از جان باقى جان‌گير شود ، تا از جان جان چون جان جان شود . پس گل جان از شاخ قدم در گل عدم آدم برآيد ؛ بعد از عدم قدم عدم را قدم شود . جهان « 10 » امر به حركت درآيد . آدم بعد از نيستى خود را همرنگ آن دم « 11 » بيند . در آينهء سماوات عقل نقوش ملكوت و جبروت پيدا شود . جان متّصف بجان شود ؛ در لوح قدمى علوم قدمى برخواند . چون باقى شود ، « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى » « 14 » . چون فانى شود ، « وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى » « 15 » . 39 فصل فى وصفى ( 137 ) اى دل‌ستان ! بدين سخن دل‌ستان . اى طوطى خوش‌نوا ! تا كى ازين نوا ؟ هان قامت آن عروس بنماى . هر چه آورد ابو يزيد ، از بحر ازل آورد . عقل نقّاش حروف فراش مزوّران درياش شد .

--> ( 6 ) شوند M : شدند S ( 10 ) جهان M : چون جهان S ( 11 ) آن دم S : آدم M ( 14 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 31 ( 15 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 120